قدرت عضلانی، روش های سنجش و متغیرهای طراحی تمرین
آمادگی جسمانی مجموعهای از ویژگیهای فیزیولوژیکی است که توانایی فرد برای انجام فعالیتهای بدنی را تعیین میکند. در میان مؤلفههای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت، قدرت عضلانی جایگاه ویژهای دارد. قدرت مناسب عضلات نه تنها برای عملکرد ورزشی اهمیت دارد، بلکه برای انجام فعالیتهای روزمره، حفظ تعادل، پیشگیری از سقوط و کاهش خطر بیماریهای متابولیک نیز ضروری است. کاهش قدرت عضلانی با افزایش سن میتواند به محدودیت عملکردی، کاهش استقلال فردی و افزایش خطر آسیبها منجر شود. در این مقاله سعی شده است مفهوم قدرت از نظر عملکردی تشریح شود و آزمون های مناسب برای سنجش قدرت معرفی شود.
کلمات کلیدی: قدرت؛ آزمون های قدرت، یک تکرار بیشینه، قدرت گریپ دست
تعریف قدرت عضلانی
در حوزه تمرینات قدرتی و علوم ورزشی، تعاریف مختلفی از قدرت ارائه شده است. به طور کلی، قدرت عضلانی به توانایی سیستم عصبی ـ عضلانی برای تولید نیرو در برابر یک مقاومت گفته میشود. برخی تعاریف قدرت را بر اساس بیشترین وزنهای که فرد میتواند در یک حرکت خاص بلند کند بیان میکنند، در حالی که برخی دیگر آن را توانایی انجام یک وظیفه حرکتی مشخص در نظر میگیرند. تفاوت در این تعاریف نشاندهنده کاربردهای مختلف مفهوم قدرت در ورزش، تمرین و سلامت است.
انواع قدرت عضلانی
۱. قدرت مطلق (Absolute Strength)
قدرت مطلق به حداکثر وزنهای اشاره دارد که فرد میتواند در یک تکرار یا تعداد مشخصی از تکرارها در یک حرکت بلند کند. این نوع قدرت معمولاً بدون در نظر گرفتن وزن بدن یا ترکیب بدنی فرد اندازهگیری میشود. به همین دلیل افراد سنگینتر اغلب در قدرت مطلق برتری دارند، زیرا معمولاً دارای حجم عضلانی و سطح مقطع عضله بیشتری هستند.
۲. قدرت نسبی (Relative Strength)
قدرت نسبی به نسبت قدرت تولید شده به وزن بدن فرد اشاره دارد. این شاخص برای مقایسه توانایی قدرتی افراد با اندازههای بدنی متفاوت استفاده میشود. قدرت نسبی معمولاً با تقسیم وزنه بلند شده بر وزن بدن محاسبه میشود. در برخی موارد از روشهای مقیاسبندی پیشرفتهتر مانند مقیاسبندی آلومتریک نیز استفاده میشود.
۳. قدرت کانسنتریک (Concentric Strength)
در انقباض کانسنتریک (درونگرا)، طول عضله در هنگام تولید نیرو کوتاه میشود. قدرت کانسنتریک به حداکثر نیرویی اشاره دارد که عضله در این نوع انقباض تولید میکند. مثال رایج آن بخش بالارونده حرکاتی مانند اسکوات یا پرس سینه است. در بسیاری از حرکات ورزشی، انقباض کانسنتریک برای تولید حرکت و غلبه بر مقاومت نقش اساسی دارد.
۴. قدرت اکسنتریک (Eccentric Strength)
در انقباض اکسنتریک (برونگرا)، عضله در حالی که نیرو تولید میکند، کشیده میشود. تحقیقات نشان دادهاند که قدرت اکسنتریک معمولاً حدود ۲۰ تا ۶۰ درصد بیشتر از قدرت کانسنتریک است. این نوع قدرت در حرکاتی مانند فرود آمدن پس از پرش یا کنترل کاهش سرعت در دویدن اهمیت دارد.
۵. قدرت ایزومتریک (Isometric Strength)
در انقباض ایزومتریک طول عضله تغییر نمیکند و نیروی تولید شده با مقاومت برابر است. قدرت ایزومتریک معمولاً با ابزارهایی مانند دینامومتر اندازهگیری میشود و در شرایطی مانند حفظ وضعیت بدن یا درگیریهای ورزشی مانند کشتی و صخرهنوردی اهمیت دارد.
۶. استقامت قدرتی (Strength–Endurance)
استقامت قدرتی به توانایی عضلات برای انجام تعداد زیادی تکرار در برابر یک مقاومت مشخص اشاره دارد. این مؤلفه با استقامت عضلانی و استقامت قلبی–تنفسی تفاوت دارد. در تمرینات استقامت قدرتی معمولاً از وزنههای متوسط با تکرارهای نسبتاً زیاد استفاده میشود.
۷. قدرت ـ سرعت (Strength–Speed)
این نوع قدرت به توانایی اعمال نیروی زیاد با سرعت بالا اشاره دارد. تمریناتی مانند حرکات وزنهبرداری المپیکی (کلین، اسنچ) یا پرشهای با وزنه نمونههایی از تمرینات قدرت ـ سرعت هستند. این تمرینات برای افزایش تولید سریع نیرو در مراحل ابتدایی حرکت مفیدند.
۸. سرعت ـ قدرت (Speed–Strength)
در این حالت تأکید اصلی بر حرکت دادن بارهای سبک با حداکثر سرعت است. تمرینات پلایومتریک، پرتاب توپ پزشکی و پرشهای سبک نمونههایی از تمرینات سرعت ـ قدرت هستند که هدف آنها افزایش توان و سرعت تولید نیرو است.
۹. قدرت واکنشی (Reactive Strength)
قدرت واکنشی به توانایی انتقال سریع از انقباض اکسنتریک به کانسنتریک اشاره دارد که معمولاً در چرخه کشش–کوتاه شدن عضله رخ میدهد. این ویژگی در فعالیتهایی مانند دویدن، پرش و تغییر جهت اهمیت دارد و اغلب با شاخص قدرت واکنشی (Reactive Strength Index) ارزیابی میشود.
۱۰. قدرت ایزوکینتیک (Isokinetic Strength)
در انقباض ایزوکینتیک سرعت حرکت در طول دامنه حرکتی ثابت باقی میماند. اندازهگیری این نوع قدرت معمولاً با دستگاه دینامومتر ایزوکینتیک انجام میشود و بیشتر در ارزیابیهای توانبخشی، بهویژه پس از آسیبهایی مانند پارگی رباط صلیبی قدامی، کاربرد دارد.
روشهای سنجش قدرت عضلانی
۱. آزمون یک تکرار بیشینه (1RM)
یکی از رایجترین روشهای سنجش قدرت عضلانی آزمون یک تکرار بیشینه است. در این آزمون بیشترین وزنهای که فرد میتواند تنها یک بار با تکنیک صحیح در یک حرکت خاص بلند کند، اندازهگیری میشود. حرکاتی مانند اسکوات، پرس سینه و ددلیفت از متداولترین حرکات برای سنجش 1RM هستند.
این آزمون شاخص مناسبی برای اندازهگیری قدرت بیشینه محسوب میشود، اما به دلیل فشار زیاد، برای افراد مبتدی، سالمندان یا افرادی که سابقه آسیب دارند باید با احتیاط استفاده شود.
۲. آزمونهای چند تکراری (Submaximal Tests)
در این روش به جای بلند کردن حداکثر وزنه، فرد وزنهای را انتخاب میکند که بتواند چند بار آن را تکرار کند (معمولاً ۳ تا ۱۰ تکرار). سپس با استفاده از معادلات پیشبینی، قدرت بیشینه تخمین زده میشود. این روش ایمنتر از آزمون 1RM است و بیشتر برای افراد غیرورزشکار یا در محیطهای آموزشی استفاده میشود.
یکی از فرمولهای رایج برای تخمین 1RM به صورت زیر است:
1RM = (30.48 / وزنه × تعداد تکرار) + وزنه
مراحل محاسبه 1RM
ابتدا وزنهای انتخاب میشود که فرد بتواند آن را برای تعداد مشخصی تکرار انجام دهد. معمولاً تعداد تکرارها بین ۳ تا ۱۰ تکرار انتخاب میشود تا دقت تخمین حفظ شود.
فرد حرکت مورد نظر را با تکنیک صحیح انجام میدهد و حداکثر تعداد تکرارهایی که میتواند با آن وزنه انجام دهد ثبت میشود.
سپس مقدار وزنه و تعداد تکرار در فرمول تخمین 1RM قرار داده میشود تا مقدار تقریبی قدرت بیشینه محاسبه گردد.
مثال
فرض کنید فردی بتواند حرکت اسکوات را با وزنه ۱۰۰ کیلوگرم برای ۸ تکرار انجام دهد. با قرار دادن این مقادیر در فرمول:
1RM = (100 × ۸ / ۳۰.۴۸) + ۱۰۰
1RM ≈ ۱۲۶.۳ kg
بنابراین قدرت بیشینه تخمینی فرد در حرکت اسکوات حدود ۱۲۶ کیلوگرم خواهد بود.
نکات مهم
لازم به ذکر است که این روش تنها یک تخمین از قدرت بیشینه ارائه میدهد و ممکن است مقدار واقعی 1RM کمی بیشتر یا کمتر باشد. عواملی مانند سطح تمرین، خستگی، تکنیک اجرای حرکت و نوع تمرین میتوانند بر دقت این تخمین تأثیر بگذارند. به همین دلیل در هنگام انجام آزمونهای قدرت باید ایمنی، گرمکردن مناسب و نظارت مربی یا متخصص تمرین در نظر گرفته شود، بهویژه زمانی که افراد قصد دارند به وزنههای سنگین نزدیک شوند. می توانید از محاسبه گر خودکار NASM برای تخمین 1RM نیز استفاده کنید.
جدول استاندارد رکورد یک تکرار بیشینه (1RM) برای حرکات اصلی
| سطح آمادگی | ددلیفت (کیلوگرم) | پرس سینه (کیلوگرم) | اسکوات (کیلوگرم) |
|---|---|---|---|
| مبتدی | ۶۰ تا ۱۰۰ | ۴۰ تا ۷۰ | ۵۰ تا ۸۵ |
| متوسط | ۱۰۰ تا ۱۴۰ | ۷۰ تا ۱۰۰ | ۸۵ تا ۱۲۵ |
| پیشرفته | ۱۴۰ تا ۱۸۰ | ۱۰۰ تا ۱۳۰ | ۱۲۵ تا ۱۷۰ |
| نخبه (Elite) | بیش از ۱۸۰ | بیش از ۱۳۰ | بیش از ۱۷۰ |
۳. دینامومتری (Dynamometry)
دینامومترها دستگاههایی هستند که نیروی تولید شده توسط عضلات را اندازهگیری میکنند. یکی از رایجترین آنها دینامومتر دستی (Handgrip Dynamometer) است که قدرت عضلات دست و ساعد را اندازهگیری میکند.
قدرت گریپ دست یکی از شاخصهای ساده و معتبر برای ارزیابی قدرت کلی بدن و حتی پیشبینی وضعیت سلامت در جمعیتهای مختلف محسوب میشود. اگرچه این آزمون تنها قدرت عضلات دست و ساعد را اندازهگیری میکند، اما تحقیقات نشان دادهاند که قدرت گریپ دست با قدرت کلی بدن، وضعیت عملکردی عضلات و حتی شاخصهای سلامت عمومی ارتباط قابل توجهی دارد. در بسیاری از مطالعات اپیدمیولوژیک، قدرت گریپ دست به عنوان یک شاخص ساده برای پیشبینی وضعیت سلامت، خطر ناتوانی عملکردی و حتی مرگومیر در جمعیتهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.
در سالمندان، کاهش قدرت گریپ دست میتواند نشانهای از سارکوپنیا (کاهش توده و قدرت عضلانی مرتبط با افزایش سن) باشد و با کاهش توانایی انجام فعالیتهای روزمره ارتباط دارد.
نحوه انجام آزمون قدرت گریپ دست
برای انجام آزمون هندگریپ از یک دینامومتر دستی استفاده میشود. رایجترین نوع آن دینامومتر Jamar است که در بسیاری از مطالعات علمی به عنوان ابزار استاندارد شناخته میشود.
مراحل اجرای آزمون معمولاً به شکل زیر است:
- فرد به صورت ایستاده یا نشسته قرار میگیرد.
- بازو در کنار بدن قرار گرفته و آرنج معمولاً در زاویه حدود ۹۰ درجه خم میشود (در برخی پروتکلها آرنج صاف نگه داشته میشود).
- فرد دسته دینامومتر را با حداکثر قدرت فشار میدهد.
- فشار برای حدود ۳ تا ۵ ثانیه حفظ میشود.
- آزمون معمولاً دو تا سه بار برای هر دست انجام میشود و بهترین مقدار ثبت میگردد.
نتایج آزمون معمولاً بر حسب کیلوگرم نیرو (kg) یا نیوتن (N) گزارش میشوند.
هنجارهای قدرت پنجه دست (Grip Strength) در بزرگسالان ۲۵ تا ۲۹ سال
| سطح عملکرد | مردان (کیلوگرم) | زنان (کیلوگرم) |
|---|---|---|
| عالی (Excellent) | بیش از ۶۴ | بیش از ۳۸ |
| بسیار خوب (Very Good) | ۵۶ تا ۶۴ | ۳۴ تا ۳۸ |
| بالاتر از میانگین (Above Average) | ۵۲ تا ۵۵ | ۳۰ تا ۳۳ |
| متوسط (Average) | ۴۸ تا ۵۱ | ۲۶ تا ۲۹ |
| پایینتر از میانگین (Below Average) | ۴۴ تا ۴۷ | ۲۳ تا ۲۵ |
| ضعیف (Poor) | ۴۰ تا ۴۳ | ۲۰ تا ۲۲ |
| بسیار ضعیف (Very Poor) | کمتر از ۴۰ | کمتر از ۲۰ |
نکته: این هنجارها برای بزرگسالان ۲۵ تا ۲۹ ساله تدوین شدهاند و بیانگر میانگین قدرت هر دو دست هستند. قدرت پنجه دست یکی از شاخصهای مهم قدرت عمومی بدن، وضعیت عملکردی و حتی سلامت عمومی محسوب میشود و در غربالگری آمادگی جسمانی، سالمندی، توانبخشی و ارزیابی ورزشکاران کاربرد گستردهای دارد.

۴. آزمونهای ایزومتریک
در این آزمونها فرد بدون حرکت مفصل، نیروی خود را در برابر یک مقاومت ثابت اعمال میکند. ابزارهایی مانند دینامومترهای ایزومتریک یا صفحات نیرو برای اندازهگیری این نوع قدرت استفاده میشوند. آزمونهایی مانند کشش ایزومتریک میانه ران (Isometric Mid-Thigh Pull) نمونهای از این روش هستند که برای ارزیابی توانایی تولید نیرو در ورزشکاران کاربرد دارند.

هنجارهای آزمون کشش ایزومتریک میانی ران (IMTP)
گروه | اوج نیرو (نیوتن) | نیروی نسبی (نیوتن/کیلوگرم وزن بدن) | نسبت نیرو به وزن بدن |
|---|---|---|---|
| راگبی حرفهای | ۲۲۵۴ تا ۳۸۵۱ | ۲۵ تا ۴۰ | ۲.۵ تا ۴.۰ برابر |
| فوتبال حرفهای | ۳۰۳۱ ± ۵۴۹ | ۳۷.۴ ± ۵.۴ | ۳.۰ تا ۳.۸ برابر |
| فوتبال پایه (آکادمی) | ۲۴۴۱ ± ۴۵۲ | ۳۴.۰ ± ۴.۷ | ۲.۵ تا ۳.۵ برابر |
| ورزشکاران دانشگاهی | ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ | ۳۰ تا ۴۰ | ۲.۵ تا ۳.۵ برابر |
| ورزشکاران نوجوان پسر | ۱۱۶۲ تا ۲۳۷۴ | ۲۵ تا ۳۵ | ۱.۵ تا ۲.۵ برابر |
| ورزشکاران نوجوان دختر | ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ | ۲۰ تا ۳۰ | ۱.۳ تا ۲.۲ برابر |
| بزرگسالان تمرینکرده (مرد) | ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰+ | ۳۰ تا ۴۵ | ۲.۵ تا ۳.۵ برابر |
| بزرگسالان تمرینکرده (زن) | ۱۸۰۰ تا ۳۰۰۰ | ۲۵ تا ۳۸ | ۲.۰ تا ۳.۰ برابر |
نکته: آزمون IMTP یکی از معتبرترین شاخصهای ارزیابی قدرت حداکثر ایزومتریک اندام تحتانی است و ارتباط بالایی با عملکرد در حرکات قدرتی نظیر ددلیفت، اسکوات، پرش عمودی، شتابگیری و تغییر جهت دارد. در بسیاری از تیمهای حرفهای، نیروی نسبی بیش از ۳۵ N/kg و یا توانایی تولید نیرویی معادل بیش از ۳ برابر وزن بدن بهعنوان شاخص مطلوب قدرت حداکثر در نظر گرفته میشود.
۵. آزمونهای ایزوکینتیک
در این روش از دستگاههای ایزوکینتیک استفاده میشود که سرعت حرکت مفصل را ثابت نگه میدارند و میزان گشتاور تولید شده توسط عضله را اندازهگیری میکنند. این آزمونها اطلاعات دقیقی درباره عملکرد عضلات خمکننده و بازکننده مفاصل ارائه میدهند.
آزمونهای ایزوکینتیک بیشتر در مراکز تحقیقاتی و توانبخشی کاربرد دارند، بهویژه در ارزیابی ورزشکاران پس از آسیبهایی مانند پارگی رباط صلیبی قدامی.

۶. آزمونهای عملکردی قدرت و توان
برخی آزمونها قدرت عضلانی را در قالب حرکات عملکردی ارزیابی میکنند. این آزمونها معمولاً در ارزیابی عملکرد ورزشی استفاده میشوند. نمونههایی از این آزمونها عبارتاند از:
- آزمون پرش عمودی (Vertical Jump)
- آزمون پرش طول ایستاده (Standing Long Jump)
- پرتاب توپ طبی (Medicine Ball Throw)
این آزمونها علاوه بر قدرت عضلانی، توان انفجاری و هماهنگی عصبی–عضلانی را نیز نشان میدهند.
۷. آزمونهای استقامت قدرتی
در این روش توانایی عضله برای انجام تکرارهای متعدد در برابر یک مقاومت مشخص اندازهگیری میشود. نمونههایی از این آزمونها شامل موارد زیر است:
- آزمون شنا سوئدی
- آزمون دراز و نشست
- آزمون پرس سینه YMCA
این آزمونها بیشتر برای ارزیابی استقامت عضلانی استفاده میشوند، اما میتوانند اطلاعاتی درباره ظرفیت عملکردی عضلات نیز ارائه دهند.
تمرین برای توسعه قدرت و آمادگی عضلانی
تمرینات قدرتی و مقاومتی به مجموعهای از فعالیتهای بدنی گفته میشود که در آنها عضلات بدن برای غلبه بر یک مقاومت خارجی منقبض میشوند. این مقاومت میتواند به شکلهای مختلفی مانند وزنههای آزاد، دستگاههای بدنسازی، کشهای مقاومتی، وزن بدن یا حتی مقاومت آب ایجاد شود. هدف اصلی این نوع تمرینات افزایش قدرت عضلانی، بهبود استقامت عضلانی، افزایش توده عضلانی و ارتقای عملکرد سیستم عصبی–عضلانی است.
در تمرینات قدرتی، تمرکز اصلی بر افزایش توانایی عضلات برای تولید نیروی بیشتر است. این نوع تمرینات معمولاً با استفاده از وزنههای نسبتاً سنگین و تعداد تکرارهای کم انجام میشوند. در مقابل، تمرینات مقاومتی مفهوم گستردهتری دارند و شامل هر نوع تمرینی میشوند که در آن عضلات در برابر یک مقاومت فعالیت میکنند؛ بنابراین تمرینات قدرتی در واقع زیرمجموعهای از تمرینات مقاومتی محسوب میشوند.
تمرینات مقاومتی باعث ایجاد سازگاریهای فیزیولوژیکی مختلفی در بدن میشوند. از مهمترین این سازگاریها میتوان به افزایش سطح مقطع عضلات (هایپرتروفی)، بهبود هماهنگی عصبی–عضلانی، افزایش تراکم استخوانی، بهبود ترکیب بدنی و افزایش توانایی انجام فعالیتهای روزمره اشاره کرد. علاوه بر این، انجام منظم تمرینات مقاومتی میتواند در پیشگیری از بسیاری از بیماریهای مزمن مانند چاقی، دیابت نوع دو، بیماریهای قلبی–عروقی و پوکی استخوان مؤثر باشد.
تمرینات قدرتی و مقاومتی را میتوان بر اساس نوع ابزار مورد استفاده به چند دسته تقسیم کرد، از جمله تمرین با وزنههای آزاد (مانند دمبل و هالتر)، تمرین با دستگاههای بدنسازی، تمرین با وزن بدن (مانند شنا سوئدی و بارفیکس) و تمرین با کشهای مقاومتی. هر یک از این روشها میتوانند بسته به هدف تمرینی و سطح آمادگی فرد در برنامه تمرینی مورد استفاده قرار گیرند.
به طور کلی، تمرینات قدرتی و مقاومتی یکی از مؤثرترین روشها برای بهبود آمادگی جسمانی و ارتقای سلامت محسوب میشوند و انجام منظم آنها در برنامه فعالیت بدنی افراد در تمامی سنین توصیه میشود.
متغیرهای طراحی تمرینات قدرتی و اصول تجویز تمرین برای سطوح مختلف تمرینی
طراحی تمرینات قدرتی و مقاومتی بر اساس مجموعهای از متغیرهای تمرینی انجام میشود که تنظیم صحیح آنها میتواند نوع سازگاری عضلانی و فیزیولوژیکی را تعیین کند. این متغیرها باید با توجه به سطح آمادگی فرد (مبتدی، نیمهحرفهای و حرفهای) و هدف تمرینی مانند افزایش قدرت، هایپرتروفی یا استقامت عضلانی تنظیم شوند.
متغیرهای اصلی در طراحی تمرینات قدرتی
- شدت تمرین (Intensity)
شدت تمرین معمولاً به صورت درصدی از یک تکرار بیشینه (1RM) بیان میشود. هرچه درصد 1RM بیشتر باشد، شدت تمرین بالاتر خواهد بود. شدت تمرین یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده نوع سازگاری عضلانی است و می توان ان را به عنوان میزان تلاش لازم برای انجام فعالیت تعریف کرد.
- حجم تمرین (Volume)
حجم تمرین به مجموع کار انجامشده در تمرین اشاره دارد و معمولاً با حاصل ضرب تعداد ستها، تکرارها و وزنه مورد استفاده بیان میشود. حجم تمرین نقش مهمی در تحریک رشد عضلانی دارد.
- تعداد ستها (Sets)
ستها نشاندهنده تعداد دفعاتی هستند که یک حرکت با تکرار معین انجام میشود. افزایش تعداد ستها میتواند باعث افزایش حجم تمرین و در نتیجه سازگاری بیشتر عضلات شود.
- تعداد تکرارها (Repetitions)
تعداد تکرارها نشان میدهد که یک حرکت چند بار در هر ست اجرا میشود. تعداد تکرارها با شدت تمرین ارتباط معکوسی دارد، هر چه شدت بیشتر باشد؛ تعداد تکرار های قابل انجام کمتر خواهد بود.
- زمان استراحت بین ستها (Rest Interval)
مدت زمان استراحت بین ستها بر بازیابی سیستمهای انرژی و توانایی اجرای ست بعدی تأثیر میگذارد. استراحتهای طولانیتر برای تمرینات قدرتی و استراحتهای کوتاهتر برای استقامت عضلانی مناسبتر هستند.
- تعداد جلسات تمرین در هفته (Frequency)
تعداد جلسات تمرین در هفته باید متناسب با سطح تمرینی فرد و هدف تمرین تنظیم شود.
- نوع تمرین (Exercise Selection)
انتخاب حرکات چندمفصلی (مانند اسکوات، ددلیفت و پرس سینه) یا تکمفصلی بسته به هدف تمرین انجام میشود. حرکات چندمفصلی معمولاً برای افزایش قدرت و حجم عضلانی مؤثرتر هستند.
- سرعت اجرای حرکت (Tempo)
سرعت انجام هر تکرار نیز میتواند بر نوع سازگاری عضلانی تأثیر بگذارد. در تمرینات قدرتی معمولاً فاز کانسنتریک با سرعت بیشتر و فاز اکسنتریک با کنترل انجام میشود.
اصول تجویز تمرین برای اهداف مختلف
۱. تمرین با هدف افزایش قدرت عضلانی
در تمرینات افزایش قدرت، هدف افزایش توانایی سیستم عصبی–عضلانی برای تولید نیروی زیاد است.
سطح مبتدی
- شدت: حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد 1RM
- تکرار: ۸ تا ۱۲ تکرار
- ست: ۱ تا ۳ ست
- استراحت: ۱ تا ۲ دقیقه
- دفعات تمرین: ۲ تا ۳ جلسه در هفته
سطح نیمهحرفهای
- شدت: ۷۰ تا ۸۵ درصد 1RM
- تکرار: ۶ تا ۱۰ تکرار
- ست: ۳ تا ۴ ست
- استراحت: ۲ تا ۳ دقیقه
- دفعات تمرین: ۳ تا ۴ جلسه در هفته
سطح حرفهای
- شدت: ۸۵ تا ۱۰۰ درصد 1RM
- تکرار: ۱ تا ۶ تکرار
- ست: ۴ تا ۶ ست
- استراحت: ۳ تا ۵ دقیقه
- دفعات تمرین: ۴ تا ۶ جلسه در هفته
۲. تمرین با هدف هایپرتروفی (افزایش حجم عضلانی)
در تمرینات هایپرتروفی هدف افزایش اندازه و سطح مقطع عضلات است.
سطح مبتدی
- شدت: ۶۰ تا ۷۰ درصد 1RM
- تکرار: ۱۰ تا ۱۲ تکرار
- ست: ۱ تا ۳ ست
- استراحت: ۶۰ تا ۹۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۲ تا ۳ جلسه در هفته
سطح نیمهحرفهای
- شدت: ۷۰ تا ۸۰ درصد 1RM
- تکرار: ۸ تا ۱۲ تکرار
- ست: ۳ تا ۵ ست
- استراحت: ۶۰ تا ۹۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۳ تا ۵ جلسه در هفته
سطح حرفهای
- شدت: ۷۰ تا ۸۵ درصد 1RM
- تکرار: ۶ تا ۱۲ تکرار
- ست: ۴ تا ۶ ست
- استراحت: ۶۰ تا ۱۲۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۴ تا ۶ جلسه در هفته
۳. تمرین با هدف استقامت عضلانی
هدف از این نوع تمرین افزایش توانایی عضلات برای انجام فعالیتهای طولانیمدت در برابر مقاومت است.
سطح مبتدی
- شدت: کمتر از ۶۰ درصد 1RM
- تکرار: ۱۲ تا ۱۵ تکرار
- ست: ۱ تا ۲ ست
- استراحت: ۳۰ تا ۶۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۲ تا ۳ جلسه در هفته
سطح نیمهحرفهای
- شدت: ۵۰ تا ۶۰ درصد 1RM
- تکرار: ۱۵ تا ۲۰ تکرار
- ست: ۲ تا ۴ ست
- استراحت: ۳۰ تا ۶۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۳ تا ۴ جلسه در هفته
سطح حرفهای
- شدت: ۴۰ تا ۶۰ درصد 1RM
- تکرار: بیش از ۲۰ تکرار
- ست: ۳ تا ۵ ست
- استراحت: کمتر از ۶۰ ثانیه
- دفعات تمرین: ۴ تا ۶ جلسه در هفته
جمعبندی
تنظیم صحیح متغیرهای تمرینی مانند شدت، حجم، تعداد ستها و تکرارها، زمان استراحت و دفعات تمرین نقش مهمی در دستیابی به اهداف تمرینی دارد. همچنین سطح آمادگی فرد باید در طراحی برنامه تمرینی در نظر گرفته شود. برنامههای تمرینی مناسب که بر اساس اصول علمی طراحی شدهاند میتوانند باعث افزایش قدرت عضلانی، رشد عضلات و بهبود استقامت عضلانی شده و در نهایت به ارتقای سلامت و عملکرد جسمانی افراد کمک کنند.
مقالات مرتبط








دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟نظری بدهید!